برچسب:
نویسنده: مهراد کاظمیان
بچه مرخص شد؟
بعداون روز که مریم دید اتفاقی نیافتاد که؟
برچسب:
نویسنده: مهراد کاظمیان
در انتظار اومدن اقا صالح هستی حسابی
برچسب: اقای,
نویسنده: مهراد کاظمیان
برچسب:
نویسنده: مهراد کاظمیان
کشت ماراغم بی همنفسی
تاکه رفتیم همگی یار شدند
تا که مردیم همه غمخوار شدند
برچسب:
نویسنده: مهراد کاظمیان
خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم
چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم
برچسب:
نویسنده: مهراد کاظمیان
خبری نیست که نیست نه از ان یار قدیم نه از ان سرخی گل نه از ابادی یار نه ز ان ده ناری ها خبری نیست که نیست نه ز رنگ سرخ عشق نه از ان اتشیه برگ گل اطلسیت و چه زیبا گم شد دل من در سیاهی دو چشم که من زل زده بود خبری نییت که نیست نه از سیدخندان نه از سید گریان نه از کوچ قناریا و نه از بوستان های شاهد عشق من تو را می بینم من تو را می جویم و تورا می بویم . گاه شیطنتم گل می کرد و تو را می بوسم.... غرق در عطر تنت .لب بر روی لبت ناگهان رعدی زد و خواب ، از چشم ترم رخت ببست خبری نیست که نیست..........
برچسب:
نویسنده: مهراد کاظمیان
سال نو باشد و او در حرم یار ×× من مسکین چه کنم با غم دلدار ×× فکند یاد تو بر دل شرری×× حیف و صد حیف که دیگر زرخ یار ندارم خبری×× سال نو مبارک زیارات قبول التماس دعا××× فیالبداهه بود غم چه میکنه با ادم
برچسب:
نویسنده: مهراد کاظمیان
برچسب:
نویسنده: مهراد کاظمیان
برچسب:
نویسنده: مهراد کاظمیان
باز هم نوشته های بی نظر..... باز دلواپسی های بی درنگ...... با زهم رنگ زنگ شاید هم زنگ رنگ...... باز رفتنت باز ماندنم باز غربتم باز ما شکست باز من شدم..... من دیوانه ام من دیوانه ام
برچسب:
نویسنده: مهراد کاظمیان
طاعاتت قبول
نی نی جونی خوبه
یادته یه شب افطار باهم پارک طالقانی اش رشته خوردیم
برچسب:
نویسنده: مهراد کاظمیان