خرید بک لینک

درباره سایت

سلام

امکانات وب

من اگراز حال من جویا باشی باید بگم که سخت خسته ام و داغون سنگینی کار داره پدرمو در میاره فعلن تا اطلاع ثانوی + نوشته شده در دوشنبه ششم آذر ۱۳۹۶ساعت 19:15 توسط شعر | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد کاظمیان تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 3:48

سلام خوبی

بچه مرخص شد؟

بعداون روز که مریم دید اتفاقی نیافتاد که؟

برچسب: نویسنده: مهراد کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 6:54

سلام خوبی اقای پدر

در انتظار اومدن اقا صالح هستی حسابی

برچسب: اقای, نویسنده: مهراد کاظمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:00

من صبورم اما..... آه ، این بغض گران نمی دانم چیست

برچسب: نویسنده: مهراد کاظمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:00

تا که بودیم نبودیم کسی

کشت ماراغم بی همنفسی

تاکه رفتیم همگی یار شدند

تا که مردیم همه غمخوار شدند

برچسب: نویسنده: مهراد کاظمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:00

کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرجگاه ارواح پریشان خاطرم

خانه متروکم از اشباح سرگردان پر است
آسمانی در میان ابرهای عابرم

چون صدف در سینه مروارید پنهان کرده ام
در دل خود مومنم ، در چشم مردم کافرم

برچسب: نویسنده: مهراد کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 7:37

خبری نیست که نیست نه از ان یار قدیم نه از ان سرخی گل نه از ابادی یار نه ز ان ده ناری ها خبری نیست که نیست نه ز رنگ سرخ عشق نه از ان اتشیه برگ گل اطلسیت و چه زیبا گم شد دل من در سیاهی دو چشم که من زل زده بود خبری نییت که نیست نه از سیدخندان نه از سید گریان نه از کوچ قناریا و نه از بوستان های شاهد عشق من تو را می بینم من تو را می جویم و تورا می بویم . گاه شیطنتم گل می کرد و تو را می بوسم.... غرق در عطر تنت .لب بر روی لبت ناگهان رعدی زد و خواب ، از چشم ترم رخت ببست خبری نیست که نیست..........

برچسب: نویسنده: مهراد کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 7:37

سال نو باشد و او در حرم یار ×× من مسکین چه کنم با غم دلدار ×× فکند یاد تو بر دل شرری×× حیف و صد حیف که دیگر زرخ یار ندارم خبری×× سال نو مبارک زیارات قبول التماس دعا××× فیالبداهه بود غم چه میکنه با ادم

برچسب: نویسنده: مهراد کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 7:37

زیارت قبول ممنونم... خوشبحالت ان شا اله زیارت هرساله تان باشد . من از شلمچه دعاگو بودم و با حسرت چشم به مسیر کربلا داشتم با حسرت از پشت سیم خاردارها

برچسب: نویسنده: مهراد کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 7:37

حرفی نماندست... هنوز هم زمین می چرخد .... روزگار بیرحم است...

برچسب: نویسنده: مهراد کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 7:37

باز هم نوشته های بی نظر..... باز دلواپسی های بی درنگ...... با زهم رنگ زنگ شاید هم زنگ رنگ...... باز رفتنت باز ماندنم باز غربتم باز ما شکست باز من شدم..... من دیوانه ام من دیوانه ام

برچسب: نویسنده: مهراد کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 7:37

سلام خوبی

طاعاتت قبول

نی نی جونی خوبه

یادته یه شب افطار باهم پارک طالقانی اش رشته خوردیم

برچسب: نویسنده: مهراد کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 7:37

صفحه بندی